مدیریت سرمایه‌های فکری

مفهوم سرمایه های فکری

تحقیقات در زمینه سرمایه فکری در سال ۱۹۹۰ آغاز گردید و بطور عمده به افزایش آگاهی در مورد وجود و ارزش دارایی های ناملموس در سازمان و گسترش مدل های طبقه بندی سرمایه فکری مربوط می شد.

تاکنون از سرمایه فکری تعاریف متنوعی ارائه شده است. در سال های اخیر افراد و گروههای زیادی از رشته های گوناگون سعی کرده اند تا تعریفی استاندارد از سرمایه فکری که مورد توافق همه باشد را ارائه دهند.نکته ای که در مورد آن اتفاق نظر وجود دارد اینست که پیشگامان تحقیق و عمل در زمینه سرمایه فکری عبارتند از: سویبی، استوارت، ادوینسون و مالون، سالیوان، بروکینگ و رز.

رز و دیگران، ادوینسون و مالون بیان داشته اند که بین ارزش بازاری شرکت و ارزش دفتری آن تفاوت وجود دارد، که این چیزی بیش از یک ارزش پنهان نیست، آنها بیان داشته اند که این ارزش پنهان می تواند به مفهوم دارایی های ناملموس شرکت تجزیه و تحلیل شود، و نام سرمایه فکری را بر آن اطلاق کردند. رز مسلم می پندارد که مفهوم سرمایه فکری فقط درک و تشخیص محض یا توضیح ارزش ضمنی یک سازمان نیست، بلکه هدف آن همچنین جابجا کردن نتایج تشخیص یا توضیح ارزش ضمنی سازمان به ارزش های جدید است.

ادوینسون و مالون سرمایه فکری را چنین تعریف کرده اند:‍‍‎‏دانشی که می تواند به ارزش تبدیل شود. آنها برای توضیح سرمایه فکری از استعاره درخت که زندگی اش وابسته به ریشه است، و آن نیز در زیر خاک و پنهان است، استفاده می کنند و می گویند که موفقیت شرکت به سرمایه فکری اش وابسته است که آن نیز یک منبع پنهان است در سال ۱۹۹۱ استوارت مفهوم سرمایه فکری را گسترش داد و آنرا چنین تعریف کرد: مواد فکری ـ دانش، اطلاعات، دارایی فکری و تجربه ـ که می تواند برای ایجاد و خلق ثروت استفاده گردد. بروکینگ سرمایه فکری را چنین تعریف می کند: سرمایه فکری اصطلاحی است که به دارایی های ناملموس جمعی داده شده است که سازمان را برای عمل قادر می سازد.

سرمایه فکری نماینده مجموعه دارایی های ناملموسی است که همچنین بعنوان دارایی های دانش معروف اند. این دارایی ها از دارایی های فیزیکی همچون اموال، ماشین آلات و تجهیزات یا موجودی کالا و دارایی های مالی همچون مطالبات، سرمایه گذاری ها و نقدینگی متمایز است و بطور فزاینده ای بعنوان منبع کلیدی شرکت در استراتژی های رقابتی شان اهمیت می یابد. سرمایه فکری فراهم کننده یک پایگاه منابع جدید است که از طریق آن سازمان می تواند به رقابت بپردازد. سرمایه فکری شامل آن بخش از کل سرمایه یا دارایی شرکت است که مبتنی بر دانش بوده و شرکت دارنده و مالک آن بشمار می آید.

در یک تعریف ساده، سرمایه فکری عبارت است از تفاوت بین ارزش بازاری و ارزش دفتری دارایی های یک سازمان در تعریفی دیگر، از سرمایه فکری بعنوان همه فرآیندها و دارایی های نام برده میشود که معمولاً در ترازنامه منعکس نمیشوند. متاسفانه هیچ تعریف جهانشمولی از سرمایه های فکری وجود ندارد. سرمایه فکری نیز دارای اجزای یکسانی می باشد. در یک طبقه¬بندی ساده، این اجزا عبارتند از: سرمایه انسانی، سرمایه سازمانی و سرمایه رابطه ای.

سرمایه انسانی که از آن تحت عنوان سرمایه منابع انسانی نیز یاد میشود ، ستون فقرات سرمایه فکری به شمار رفته و عنصر بسیار مهمی در ارزش آفرینی سازمانها محسوب میشود. سرمایه انسانی شامل تمام داراییهای فکری سازمانها مانند دانش، مهارت و سایر قابلیتهای کارکنان بوده که آنان را قادر می سازد مشکلات مربوط به سازمان و مشتریان را برطرف سازند.ین نوع سرمایه که از آن به عنوان مهمترین معیار سرمایه فکری یاد میشود کلیه دانش موجود در افراد سازمان را در برگرفته و قابلیت سازمان را در یافتن بهترین راه حل از طریق دانش کارکنان نشان می دهد.

 

هر وقت صحبت از سرمایه های فکری(intellectual capital) می شود، ذهن ها به سمت افراد داخل سازمان و توانایی دانشی آنها معطوف می شود. اما واقعیت این است که سرمایه فکری علاوه بر انسان ها، به ساختار و ارتباطات شرکت با خارج از مرزهایش نیز گسترش می یابد. در این جا سه بُعد سرمایه فکری و اجزای آنها را معرفی کرده ایم:

۱٫ سرمایۀ انسانی: سرمایۀ انسانی شالودۀ سرمایۀ فکری را تشکیل می دهد و عنصر اصلی برای اجرای کارکردهای مربوط به سرمایۀ فکری است. این سرمایه نمایانگر یک منبع مستمر تجدید و نوآوری برای سازمان محسوب شده که توانایی درک موضوعات را داشته و قادر است از تجاربی که کسب میکند مزیت بیافرینند. سرمایه انسانی ۳ بعد دارد:

توانایی کارکنان: شامل شایستگی های فردی، مهارتهای افراد و سرمایه گذاری سازمان در سرمایه انسانی است.

پایداری کارکنان: در درجۀ اول اشاره به نگهداری و حفظ کارکنان دارد. جابجایی داوطلبانه می تواند تهدیدی برای سازمان به عنوان از دست دادنِ دانش انباشته شدۀ کارکنانی که سازمان را ترک می کنند، باشد. بر این اساس سازمانها باید در حفظ کارکنان پیشگام باشند.

رضایت کارکنان: مجموعه ای از احساسات و باورهاست که افراد در مشاغل کنونی خود دارند. رضایت کلی کارکنان در ارتباط مثبتی با رضایت شغلی و تعهد سازمانی است که منعکس کنندۀ تفاوت بین آنچه که کارکنان از شغل خود می خواهند و آنچه که آنرا درک کرده اند می باشد.

۲٫ سرمایۀ ساختاری: سرمایۀ ساختاری اشاره به ساختارها و فرایندهای موجود در درون سازمان دارد که کارکنان از آنها استفاده کرده و از این طریق دانش و مهارت هایشان را به کار می گیرند. سرمایه ساختاری از ۴ جز تشکیل شده است:

فرهنگ سازمانی: فرهنگ سازمانی همان ارزشهای اساسی، باورها و اصول اخلاقی در یک سازمان است که نقش مهمی در نظام مدیریت سازمان ایفا می کند و فرهنگی است که در آن خلاقیت و نوآوری ارزش شمرده می شود، به کارکنان اجازۀ تلاش و خطا و یادگیری داده می شود، فضای حاکم بر سازمان به گونه ای است که تمام افراد با شور و شوق تمام در پی یادگیری و انتقال آموخته هایشان به دیگران هستند و بر اساس سهمی که در رشد دانش و سازمان داشته اند، مورد ارزیابی و تشویق قرار می گیرند.

سیستم های اطلاعاتی: به فناوری اطلاعاتی یک سازمان اشاره دارد که برای مدیریت صحیح و کامل دانش در آن سازمان به کار می رود.

فرایندهای سازمان: اشاره به شیوه های انجام فعالیت های سازمانی دارد که در آنها افراد از منابع اطلاعاتی موجود در محیط کاری استفاده کرده و وظایف را به بهترین نحو انجام می دهند

مالکیت فکری: مالکیت فکری نوعی دارایی می باشد که از طریق ثبت اختراعات و علایم تجاری در هر سازمان به دست می آید. به تازگی افزایش نرخ تجاری سازی، حقوق مالکیت فکری از سوی سازمانها، اهمیت راهبردهای انتقال دانش و فناوری برای سرعت بخشیدن در کشف ایده ها و بهره برداری از فرصت های کارآفرینانه بیش از پیش برجسته شده است.

۳٫ سرمایۀ رابطه ای: این سرمایه جزئی اساسی از سرمایۀ فکری محسوب شده و عبارت است از ارزش نهادینه شده و موجود در کانالهای بازاریابی و ارتباطاتی که از آن طریق شرکتها کسب وکارشان را به پیش می برند. این سرمایه در مقایسه با سرمایۀ انسانی و ساختاری در تحقق ارزشهای شرکت اثری مستقیم تری داشته و عاملی بسیار حیاتی محسوب می شود. سرمایه رابطه ای دو بعد مهم دارد:

مشتریان: مشتری شخص یا شرکتی است که کانالها و خدمات را خریداری میکند. شاید مهمترین جزء سرمایه رابطه ای، مشتری است به خاطر اینکه موفقیت یک سازمان در گرو سرمایه مشتری آن است.

جامعه: شامل تامین کنندگان، سهامداران، دولت، مجامع علمی و اطلاع رسانی است.

 

مراحل مدیریت سرمایه فکری

مدل‌ها و روش‌های مختلفی برای مدیریت سرمایه فکری وجود دارد.در یکی از این مدل‌ها 5 مرحله برای مدیریت سرمایه فکری ارائه شد است. گام اول عبارت است از شناسایی سرمایه فکری سازمان. پس از شناسایی باید ارزش آن را ارزیابی کنیم. درک این نکته که همه سرمایه‌های فکری لزوما برای یک سازمان ارزشمند نیست حائز اهمیت است. سرمایه فکری تنها در صورتی ارزشمند است که به تحقق اهداف راهبردی کمک سازمان کمک کند. بنابراین درگام دوم، باید ارتباط سرمایه فکری را با ترسیم نقشه استراتژی ارزیابی کنیم. گام سوم استخراج اطلاعات مدیریتی با معنا از روی اندازه‌گیری عملکرد سرمایه فکری است. در گام چهارم از این اطلاعات برای تحلیل عملکرد و تصمیم‌گیری درست استفاده می‌شود و در گام پنجم ارزش‌های سرمایه فکری به ذینفعان داخلی وخارجی اطلاع‌رسانی و گزارش‌دهی می‌شود

 

گام اول؛ شناسایی سرمایه‌های فکری

گام اول بر شناسایی سرمایه فکری سازمان متمرکز است. به بیان بهتر در این گام سازمان باید انواع سرمایه‌های فکری خود شامل سرمایه‌های انسانی، سرمایه‌های ساختاری و سرمایه‌های ارتباطی را شناسایی کند. سازمان‌ها پس از انجام این کار وضع موجود خود در هر یک از این حوزه‌‌ها را تعیین کرده و مبتی بر آن خلاء‌های احتمالی را نیز شناسایی می‌کنند.

گام دوم؛ ارزشیابی سرمایه فکری

برای ارزیابی میزان ارزش سرمایه‌های فکری باید به سوال زیر پاسخ داد:

  • منابع گوناگون سرمایه فکری ما برای دستیابی به ارزش کلی ما از چه درجه ای از اهمیت برخوردارند؟
  • منابع موجود چقدر قوی هستند و چگونه می توانیم از آن ها به شکلی اثربخش تر استفاده کنیم؟

با پاسخ به این پرسش‌ها سازمان می فهمد که آیا در حال ساختن سرمایه فکری مناسب در راستای اهداف و استراتژی‌‌های سازمانی است یا باید تمرکز خود را از یک حوزه به حوزه دیگر که ارزش بالاتری دارد معطوف کند. یکی از راه‌های ساده برای انجام این ارزیابی آن است که از فهرست منابع اصلی شناسایی شده در گام اول استفاده شود و بعدا” ستون‌هایی برای ارزیابی قدرت و اهمیت منابع برای تحقق استراتژی فعلی به آن افزوده شود.

 

گام سوم؛ اندازه گیری سرمایه فکری

پس از شناسایی و ارزشیابی سرمایه فکری، سازمان‌ها می توانند شروع به اندازه گیری آن کند. اغلب سازمان‌ها فکر می‌کنند که اندازه گیری سرمایه فکری دشوار یا غیرممکن است، اما اینگونه نیست. ابزار‌ها و تکنیک‌های مختلفی برای اندازه گیری سرمایه فکری در دسترس قرار دارند و به احتمال زیاد اندازه گیری آن از آنچه شما فکر می کنید آسان تر است. در مقالات بعدی چند مدل مطرح سرمایه فکری را با هم مرور خواهیم کرد. اما در همه این مدل‌‌ها مهم این است که ما بتوانیم پاسخ‌های مشخصی به سوالات زیر بدهیم:

  • آیا امکان جمع آوری داده‌های بامعنی وجود دارد؟
  • آیا این داده‌ها به یافتن پاسخ برای سوالات ما کمکی می‌کنند؟
  • آیا داده‌های حاصله پاسخگوی هزینه و تلاش‌هایی که برای اندازه گیری انجام شده هستند؟

اگر هیچ داده با معنایی را نتوان جمع آوری نمود، اگر داده‌ها واقعا” به ما کمکی در یافتن پاسخ برای سوالات کلیدی عملکردی نکنند، یا اگر هزینه ها موجه نباشند، در این صورت لازم است مجددا” شاخص های دیگری را برای اندازه‌گیری سرمایه‌های فکری طراحی کنیم.

پس از آنکه شاخص‌ها را تدوین کردید، لازم است به شناسایی این موارد بپردازید:

  • ابزار اندازه گیری، یعنی چگونگی جمع آوری داده ها (مثل پرسشنامه یا مصاحبه)؛
  • منبع داده ها؛
  • فرمول مورد استفاده در محاسبه شاخص؛
  • بسامد اندازه گیری ها؛
  • همه هدف های کمی و بهینه کاوی ها؛
  • کسانی که اندازه گیری را به عهده می گیرند؛
  • این که شاخص قبل از این که مورد بازنگری قرار گیرد چه مدت باید جمع آوری شود؛
  • مخاطب هدف برای این شاخص؛
  • شکل و قالب گزارش

گام چهارم؛ مدیریت سرمایه فکری

شاخص‌ها کمک می‌کنند تا رهبران سازمان در هر لحظه وضعیت سرمایه‌های فکری را ارزیابی کنند.بدون ارزیابی‌های مناسب، غیر ممکن است که:

  • سطوح فعلی عملکرد را درک نمود،
  • دانست که سرمایه فکری بهتر یا بد تر شده است،
  • درک نمود آیا هیچ یک از فعالیت‌ها و طرح‌های ابتکاری بر عملکرد سازمان تاثیری داشته اند یاخیر.

سازمان‌هایی که اطلاعات با معنایی از سرمایه فکری خود دارند می‌توانند از آن برای اخذ تصمیمات آگاهانه، آزمودن و بازنگری استراتژی و مدیریت ریسک سرمایه فکری استفاده کنند. به عنوان نمونه در ادامه این بخش به موضوع مدیریت ریسک سرمایه فکری اشاره کوتاهی می کنیم.

پس از شناسایی ابعاد مختلف سرمایه فکری، سازمان‌ها باید هر نوع ریسک بالقوه ای که آن را تهدید می کند را مدیریت کنند. هرچند شرکت‌ها با مدیریت ریسک‌های مالی و ریسک های حوادث آشنایی دارند، اما مدیریت ریسک سرمایه فکری چندان مورد توجه سازمان‌ها نیست. مثلا ریسک های سرمایه انسانی یک ریسک کلیدی که همواره در سازمان ها مورد غفلت قرار می گیرد ریسک مربوط به کارکنان و دانشی است که آنان در اختیار دارند. سازمان ها اغلب غافل از این هستند که برخی افراد با دانش  و تخصص حیاتی که دارند می توانند هر لحظه شرکت را ترک کنند. مدیریت دانش راهکارها، ابزارها و تکنیک‌های متنوعی برای مقابله با این ریسک پیشنهاد کرده است که می‌توان از آن‌ها استفاده کرد.

گام پنجم؛ گزارش دهی سرمایه فکری

گام نهایی بعد از همه این فعالیت تهیه گزارش سرمایه‌های فکری است. آشکار ساختن ارزش سرمایه فکری به دلایل گوناگونی می تواند صورت گیرد. اما، همه در یک هدف با هم مشترکند، و هدف اصلی این است که اطلاعاتی راجع به سرمایه فکری سازمان برای ذینفعان فراهم گردد.

 

اهمیت سرمایه فکری در سازمان

 

سرمایه فکری در نوآروی، بهره وری، رشد و نمو، رقابت جویی تجاری و عملکرد اقتصادی از اهمیت اساسی و فزاینده ای برخوردار است .این دارایی ها فرصت های سازمان را افزایش می دهند.

اندازه گیری سرمایه فکری گام مهمی است در تعیین اینکه چگونه بهبود بهره وری کلی سازمان اندازه گیری شود. بدون اندازه گیری صحیح سرمایه فکری، شرکت یا سازمان بطور صحیحی اندازه گیری نمی شود و مدیریت قادر به تنظیم و تعیین استراتژی نیست.

سرمایه فکری در تدوین و تنظیم استراتژی یک شرکت باید مورد توجه قرار گیرد و همچنین باید بعنوان یکی از منابع عمده و اساسی سودآوری شرکت ها بحساب آید . ناآگاهی از سرمایه فکری موجب عدم توجه کافی مدیریت به آن خواهد شد که این عدم بهره برداری کامل از ارزش افزوده قابلیت ها را در پی دارد. پس می توان نتیجه گرفت که موفقیت روزافزون و بهره وری شرکت یا سازمان مرهون توجه به دانش و سرمایه فکری است. با شناخت ماهیت، مدل و روش های سنجش، اندازه گیری و ارزشگذاری سرمایه فکری، امکان طرح ریزی و بهینه سازی و کنترل ونظارت مستمر بر آن در شرکت ها و سازمان ها مهیا خواهد شد.

 

نتیجه گیری:

سازمان ها برای اینکه بتوانند در محیط رقابتی و متغیر امروزی قادر به عمل بوده و اثربخش باشند، لازم است سطح سرمایه فکری خود را شناسایی، سنجش و ارزشگذاری نمایند. در محیط دانش محور کنونی، سرمایه فکری نه تنها مهمترین بخش سرمایه سازمان محسوب می گردد بلکه همچنین فراهم کننده مزیت رقابتی پایدار برای سازمان می باشد. بنابراین مدیران نه تنها باید دانش خود را در حوزه سرمایه فکری افزایش داده بلکه بایستی از طریق تقویت مولفه های آن(سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه رابطه ای)، به توسعه و گسترش این حوزه در سازمان بپردازند.

در پایان می توان گفت که اثربخشی و بهره وری بیش از پیش سازمان مرهون توجه به دانش و سرمایه فکری بوده و با شناخت ماهیت و روش های اندازه گیری و ارزشگذاری این مهم، می توان امکان طرح ریزی، بهینه سازی،کنترل ونظارت مستمر بر آن را در سازمان فراهم نمود.